خدای جسمانی اساس توحید وهابیت

در این بخش برآنیم تا پاره ای از فتاوا و ارای بزرگان و مفتیان اعظم عربستان سعودی در موضوع توحید اشاره نماییم. مجموعه مباحث توحید از جمله با اهمیت ترین مباحثی است که در صورت تصحیح آن می توان ادعای صحت سایر اعتقادات را داشت و گرنه چگونه می توان  بنا را بر پایه ای استوار ساخت که از پایبست ویران است. وهابیت همواره شیعه را متهم به شرک نموده و تنها خود را پرچمدار اسلام راستین و توحید واقعی می داند در حالی که همانگونه که امیرالمومنین در اغازین خطبه نهج البلاغه می فرمایند:((اول الدین المعرفه)) اساس دین معرفت و شناخت پروردگار جهانیان است . به همین جهت اساسی ترین بحث ما با وهابیت بحث توحید خواهد بود. گروهی که در بنیادی ترین مباحث اعتقادی و کلامی یعنی مبحث توحید دچار گمراهی و فضاحت است چگونه می تواند دیگران را در مباحثی همچون تبرک ، توسل و زیارت و دیگر احکام فقهی و فرعی به چالش کشیده و انان را مشرک بخواند؟ اشاره به گوشه ای از  اعتقادات باطل این فرقه در معرفی شرک و توحید ساختگی انان بر اساس رسالتی است که بر دوش هر دانشمند مسلمانی است تا با مشاهده بدعت ها و انحرافات علم خویش را اشکار و دین را از پیرایه های باطل بزداید . چنانکه رسول خدا می فرمایند( إِذَا ظَهَرَتِ الْبِدَعُ فِی أُمَّتِی فَلْیُظْهِرِ الْعَالِمُ عِلْمَهُ فَمَنْ لَمْ یَفْعَلْ فَعَلَیْهِ لَعْنَةُ اللَّه‏)(کافی ج ۱ ص۵۴) زمانی که در امت من بدعت ها هویدا گشت بر عالم است که علم خویش اشکار سازد و هر که چنین نکند لعنت خداوند بر او باد. اساس مکتب وهابیت بر جسمانیت خداوند از جمله معتقدات نظریه پرداز وهابیت،ابن تیمیه،اعتقاد به جسمانیت خداوند سبحان و اثبات لوازم ان همچون داشتن صورت،دست ،پا و کارهایی چون راه رفتن،خندیدن ،نشستن به روی عرش و مانند اینهاست . طبیعی است با توجه به اعتقاد مسلم مذهب حقه شیعه مبنا بر نفی جسمانیت از ساحت قدس خداوند،وهابیت،آشکارا قائل به جسمانیت خداوند نگردد از همین روی آنان در اعتقاد به جسمانیت خداوند گاهی به نعل و گاهی به میخ می زنند و میگویند: خداوند جسم است اما نه جسمی همچون سائر اجسام بلکه اعضاء ،جوارح،صعود،نزول،مکان،زمان،حرکت،سکون،نشست،برخاست،فعالیت،استراحت و هر انچه برای اجسام متصور است داراست اما متناسب خودش نه همچون سایر اجسام و اشیاء. ممکن است گفته شود وهابیت برای اثبات برخی ادعاهای خود به آیات قران استناد می جویند. همچنین ممکن است گفته است مراد از اعضاء و جوارحی چون دست،همان قدرت خداوند و به اصطلاح تشبیه معقول به محسوس است؛ چنان چه این معنا در ادبیات عرب و غیر عرب متداول است ، نه این که واقعا وهابیت برای خداوند دستانی همچون دستهای انسان پاهایی همچون پاهای انسان ویا دیگر اعضایی از این قبیل قائل باشد. در پاسخ گوییم : اگر وهابیت به صراحت جسمانیت خداوند را منکر گشته و داشتن اعضاء و جوارح و امکان رویت خداوند را نفی نموده و همچون بسیاری از علمای اهل سنت در صدد توجیه و تاویل این گونه آیات و روایات برمی امدند ما نیز سخن انان را پذیرفته و بر همان اساس حکم می نمودیم اما هنگامی که شاهدیم ابن تیمیه و پیروان مکتب وی اشکارا معتقد به جسمانی خداوند با اعضایی همچون اعضای انسان می باشند  و یا هیئت بلند پایه ی فتوای عربستان سعودی که متشکل از بزرگترن مفتیان وهابی ان کشور به صراحت می گویند : ما این روایات را طبق ظاهر ان قبول کرده به ان ایمان داشته و بر اساس ان فتوا می دهیم دیگر راه توجیهی برایشان باقی نمیماند. ان شاء الله در اینده به بعضی از نمونه هایی که به صراحت اذعان داشته که خداوند دارای همین جسمی که ما انساها داریم هستند می پردازیم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *